تبليغاتX
چپ راست کوک -

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

سکته سینکی و نقش مدیریت فرهنگی

در باره اینکه چرا سینکی دچار سکته شده است، صحبت هایی شنیده می شود که جای تاسف دارد.می گویند همان روز وقتی که او حقوقش را دریافت می کند متوجه می شود که هفتادهزارتومان از ۱۸۰هزارتومان حقوق اش کم شده و وقتی علت را جویا می شود به او می گویند که به علت دیرکرد ویا نزدن کارت بوده و یا دلایلی نظیر اینها....و سینکی هم که آدم خودخور و با حیا و محجوبی بوده و تمام مشکلات را به اصطلاح در خودش می ریخته از شدت عصبانیت و احساس مغبونیت که عمرش را در چه جایی و برای چه کسانی گذاشته است به فاصله چند ساعت سکته کرده و از این وضعیت خلاصی پیدا می کند!

حالا تا چه حد این داستان درست است یا درست نیست و یا اینکه آیا این مبلغ حقوق او بوده ،یا بیشتر و کمتر ازآن بوده یا نه باز هم معلوم نیست و یادست کم ما نمی دانیم ؛ولی این موضوع از زبان یکی دو نفر از نزدیکان منصور گفته شده ضمن اینکه روز واقعه (ششم برج اسفند) دقیقا مطابق با ایام پرداخت حقوق هم هست ؛به هرصورت اینکه دقیقا این داستان صحت دارد یانه چندان مهم نیست ،نه ازاین لحاظ که مرگ این هنرمند به این علت مهم نباشد نه ، مهم توجه به مدیریت فرهنگی و توجه دادن آنها به این نکته است که مدیریت فرهنگی امروزه در تمام دنیا تخصص پیچیده و ظزیفی است که در بروز خلاقیت و بویژه در تامین بهداشت روان هنرمندان نقش اصلی و اساسی را دارد.

به هرحال از نمونه های دیگری که این روزها می شنویم واگر ادامه پیدا کند ممکن است در آینده نزدیک خبر  سکته چند نفر دیگر را هم در پی داشته باشد اخباری است که از گروه کر می رسد.

اخیرا قرارداد جالبی را برای این گروه تنظیم کرده اند که بر اساس ان با اعضای گروه کر عین کارمندان شهرداری یا اداره ثبت احوال رفتار می شود ؛آنها باید سرساعت بخصوصی به اداره بیایند ، کارت بزنند و روی صندلی بنشینند و پایان وقت اداری هم به خانه هایشان بازگردند. به آنها گفته اند هرکس این قرارداد را امضا نکند باید برود!

خب ما اگر سخت گیر باشیم و به سادگی نپذیریم که سینکی و امثال سینکی به دلیل تحمیل شرایط سخت و نداشتن درک و فهم مدیران جامعه فرسوده و ازکارافتاده می شوند و در نهایت در میانسالی سکته می کنند و می میرند با شنیدن این موارد باید چه عکس العملی از خود نشان دهیم؟آیا هنرمندان ما حق ندارندجان خودشان را بردارند و به فرنگ بروند وآیا حق ندارند خانه نشین شده و یا خلاقیت آنها خشک شود؟ اگر حق دارند پس چرا برخی کاسه لیسان خود شیرین کن شعار می دهند که چرا فلان و فلان به جای خدمت به مردم وطن به دیار فرنگ رفته اند؟ هیچ فرد عاقلی در دنیا پیدا نمی شود که خاک بیگانه را بر موطن خویش ترجیح دهد ولی کمی انصاف هم خوب است.مدیریت فرهنگی را دریابیم.

این موضوع را با ذکر نمونه های دیگر ادامه خواهم داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:1  توسط رضا  |