تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

نقد بی نظم

روز گذشته نقد پر حاشیه آلبوم ترنج در خانه هنرمندان برگزار شد. همانگونه که انتظار می رفت این جلسه به علت جوسازی طرفداران نامجو و بی نظمی جلسه بسیاری از منتقدان جدی آلبوم مورد نظر که در این جلسه حضورداشته اند نتوانسته اند به ابراز نظرات خود بپردازند.

پیش بینی اینکه این جلسه ممکن است به وسیله طرفداران جوان نامجو بر سبیل صواب نیفتد و بر وفق مراد برگزار کنندگان برگزار نشود چندان مشکل نبود.اساسا توجه به پیشینه این جریان و تبعات پیش آمده متعاقب انتشار آلبوم ترنج و نوع جلسات و میتینگ های این طیف در یکی دوسال گذشته به خوبی می توانست راهنمای خوبی برای برگزار کنندگان باشد تا آنهابتوانندجلوی بسیار از مسائل پیش آمده را از قبل بگیرند اما متاسفانه اینگونه نشد.

به طور کلی انتخاب این آلبوم برای سلسله برنامه های نقد نغمه که هنوز در ابتدای راه است از اساس اشتباه بوده است چراکه در این شرایط که بسیاری از طرفداران نامجوبه نوعی تحت سیطره تبلیغات کاذب رسانه های داخلی و خارجی قرار دارند و فضا برای طرح نقد های کارشناسانه و منطقی مهیا نیست نمی توان در باره چند و چون فنی آثار وی به بحث و داوری نشست.

گذشته از مواردی که به آنها اشاره شد نقد نغمه تنها جلسه فنی و کارشناسانه در حیطه نقد هنر موسیقی است که باید بسیار سنجیده تر از اینها به حرکتش ادامه بدهد.این سنجیدگی و پختگی در وهله اول به انتخاب موضوع مناسب باز می گردد که باید با نگاه دقیق وجامع تری صورت بگیرد و درمراحل بعدی به نوع برخورد و توجه به ظرایف و دقایق نقد از جمله مسلح بودن به اطلاعات فنی و آماری باز می گردد که متاسفانه هیچیک از این دو در برنامه اخیر لحاظ نشده بود.

به عنوان مثال در جلسه دیروز، منتقدان فاقدهرگونه آمادگی لازم بوده و درواقع برگزارکنندگان برنامه نقد به صورت خلع سلاح شده در این برنامه حضور یافته ودر مقابل موج احساسی طرفداران نامجو کنترل برنامه را از دست دادند.حتی اظهارات رییس هیئت مدیره خانه موسیقی در باره این آلبوم و توانایی های نامجو، بویژه تعریف ایشان از نوع به کاربردن اشعارکلاسیک و...بسیار قابل تامل است که مجال موسع تری را برای نقد می طلبد.

در پایان باید گفت تنها نکته قابل توجه که بر مبنای درست آماری در این برنامه ارائه شد و تاحد زیادی حضار را تحت تاثیر قرار داد اطلاعات جمع آوری شده در باره میزان فروش آلبوم ترنج  بود که توسط مختاباد(مجری برنامه) ارائه شد.در این اطلاعات برخلاف ادعاهای واهی فروش چند صدهزاری و مخاطبان میلیونی مشخص شد که این آلبوم با اقبال بسیار کمی مواجه شده است.

به هرحال همه این وقایع موجب شد تا آخرین نقد نغمه سال 86 در جهت عکس خواسته و رسالت خویش حرکتی رو به عقب داشتند.
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 17:41  توسط رضا  | 

 

اشتباهات فاحش نقد نغمه!

مات و مبهوت به برنامه های نقد نغمه می اندیشم؛ آنقدر سوژه های این برنامه بیراه و بی مسمی است که آدم شک می کند که نکند دستی در کار است تا نگذارند ساختار و شاکله نقد هنر ،بویژه نقد موسیقی از طریق این برنامه پایه ریزی درستی شده و بالاخره به خط و ربطی اصولی و اساسی دست پیدا کند.

 ابتدا از دوست و همکارم دیرینه ام گله مند شدم که آخر نقد کنسرت ذوالفنون و خواجه نوری چرا؟اما مختاباد با قبول منطقی این انتقاد،دخالت خودش رادر انتخاب این موضوع منکر شد وبا این پاسخ تا حدودی خیالم راحت شد که وقتی یک پای این قضیه به بی ربط بودن داستان اذعان دارد ، مایه امیدواری برای آینده نقد نعمه است البته هیچ تضمینی وجودندارد که مدیران بالا دستی نقدها را بپذیرندو به اهل فن اعتماد کنند ویا... .

به هرحال در این راه تا کنون هزینه هایی شده که مهمترین بخش این هزینه ها به وقت و انگیزه مخاطبان حرفه ای موسیقی و کارشناسان مربوط می شود اما به نظر می رسد تا کنون متاسفانه از این فرصت ها کمتر برداشت مناسبی به عمل آمده است.

قطعا اولین شرط و یا پیش شرط اصلی "نقد"در هر رشته ای داشتن"ارزش نقد" اثر مورد نظراست؛ این قول و به نوعی این اعتراف خود ذوالفنون که گفته بود آن کنسرت یک کار و اثری جدی نبوده است می بایدبرای برنامه ریزان کفایت می کرد تا وقت خود و دیگران بویژه کارشناسانی چون استاد پورتراب را هدر ندهند.

ما ازاجرای چنین کنسرتی و با آن ترکیب غریب مشتری جلب کن که برای چند هزارنفر و با بلیت های فلان قیمتی ودر فضای بازو چمن وسبزه و چیپس و ساندویچ و..برگزار می شود چه انتظاری داریم؟ هر آدم اهل فنی می داند اهداف اصلی برگزاری چنین برنامه هایی در کجاست !

اگر واقعا هدف ما نقد شخصیت هنری ذوالفنون و میزان درک و دریافت و سلیقه و توانایی اودر زمینه موسیقی ایرانی است که کارهای موجه تری از او در بازار هست و در مورد خواجه نوری هم می توان به آثار دیگر او مراجعه کرد .(شاید نقد نغمه ای ها با انتخاب این دو با هم به دنبال جلب مشتری بیشتربوده اند!)

باید به این نکته توجه داشت که اولین و مهمترین عامل برای برگزاری جلسات نقدنغمه طرح درست و بی نقص موضوع است و اگر این نکته رعایت نشودما کاری عبث و نقض غرضی آشکار مرتکب شده ایم؛ آن شخص ،سازمان و نهادی که می خواهد به مقوله نقد بپردازد ابتدا باید با ظرافت تام و تمام و با بینشی عاری از نقص و اشتباه به عملکرد خودش بیندیشد و آنگاه به عیب دیگران بپردازد و شگفتا که نقد نغمه در این نکته اهمال می کند؛پرداختن به موضوعات بی اهمیت،بررسی آثار چند دهه قبل و مواردی از این دست از چنین برنامه ای پذیرفتنی نیست؛

در همان جلسه کذایی اعلام شد برنامه بعدی نقدنغمه بررسی" آلبوم ترنج" است؛ این انتخاب نیز تایید دیگری براین یادداشت و اثبات بی توجهی دست اندرکاران این برنامه به اهمیت نقد و اولویت های نقدآثار موسیقی در شرایط امروزاست؛ ممکن است ادعای آنها تیراژ بالای مخاطبان محسن نامجو و وجود واقعیت موسیقی نوع ترنج و طرفداران آن در بازار باشد اما این ادعا( اگرابرازشود)در حقیقت نوعی عوامفریبی است چرا که هر اثر پرمخاطبی باز هم نمی تواند شرایط اصلی و ارزش های مورد نظر را برای نقد احراز کند؛ البته این بحث مجال موسع تری می خواهد که در آینده بدان خواهیم پرداخت؛

 اماانتخاب آلبومی که انتشار قانونی آن زیر سوال رفته و از بازارجمع آوری شده است چه توجیهی دارد؟ سوال مهمتر این است که چرا اثری که هنوز در ابتدای راه بوده ورسما تجربه اول مولف آن محسوب می شود توانسته است بالاتر و جلوتر از صدها اثر جدی نیازمند نقد توجه ارباب نقد نغمه را جلب کند؟!

ودر پایان برای اینکه راقم این یادداشت متهم به پاک کردن صورت مساله نشود باید به این راهکار نیز اشاره شود که برای پرداختن به پدیده ای مانند نامجو که حضور او و موسیقی اش را نمی توان منکر شد بایداساسا شرایط،موقعیت ها ، اهداف و زمینه های رشد چنین موسیقی هایی مورد نقد و بررسی قرار گیرد؛باید به ریشه ها وچریان هایی که از اتفاقات سه دهه قبل اروپا و آمریکا پیروی نعل به نعل می کنند مورد کنکاش قرار گیرد و... وگرنه چگونه می توان در باره قطعات موسیقی ترنج ایرادهای فنی و هنری گرفت؟ مبنای این انتقادها و ایرادها چه می تواند باشد؟بجز تقبیح استفاده نا بجا از شعر شاعران بزرگ و هجو موسیقی آوازی ایران که تازه آن هم در این نوع موسیقی قابل رد کردن و دفاع است چه حرفی می تواند مخاطبان تیز هوش را قانع کند؟اصولا اثری که در ژانربه اصطلاح پست مدرنیستی و سراسر سلیقه ای قراردارد چگونه می تواند به روش سنتی نقد و بررسی شود؟

در مورد کنسرت همنوایان صلح ذوالفنون و خواجه نوری هم اشتباهی از این دست رخ داده بود. به عنوان مثال ایراد از ناهمخوان بودن دو ساز مضرابی مربوط به دو فرهنگ (سه تار و گیتار)  ایرادی کلی و مبهم است و ...

 در مورد آن برنامه هم باید یادآور شد که برای توجه به اینگونه اتفاقات و کنسرت هایی از این دست مسئولان نقد نغمه بهتر است به ریشه های برگزاری چنین برنامه ها وآسیب شناسی کنسرت های اینچنینی بپردازند نه اثری که بیشتر جنبه تفریح و تفنن دارد.
 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:29  توسط رضا  |