تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

بازتاب یک خبر

بعد از اینکه رییس نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی نسبت به برگزاری کنسرت بدون مجوز گروه دارکوب در حوزه هنری انتقاد کرد و گفت نیروی انتظامی به حق جلوی این کنسرت را گرفته است مدیرکل این دفتر هم در یک مصاحیه صریح برای نخستین بار ازحوزه هنری به عنوان نهادی متخلف نام برد و گفت:"در صورتي كه نهادها و سازمانها بدون مجوز ارشاد اقدام به نشر موسيقي يا برگزاري كنسرتي نمايند، طبق قانون جلو فعاليت آنها گرفته مي‌شود و اين كار با هماهنگي نيروي انتظامي انجام خواهد شد."

متن کامل این خبر را می توانید در اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:59  توسط رضا  | 

 

دروغ های مستند یک مدیر موسیقی!

 

امیر المومنین علیه السلام می فرماید:

 

"ان اعظم الخطايا عند الله اللسان الكذوب"

"بزرگترين گناهان نزد خدا، زبان بسيار دروغ گو است"

 

در کشور جمهوری اسلامی ایران که یکی از بزرگترین افتخاراتش عمل به شعائر اسلامی است و عشق مردمانش ازکوچک و بزرگ ،خرد و کلان وزن و مردش به مولا علی (ع) مثال زدنی است شنیدن وگفتن"دروغ"از زبان هر ایرانی مسلمان بسیارنکوهیده وزشت است ؛حتی اگر این دروغ از زبان مردم کوچه و بازار و عوام باشد .

اما هنگامی که ما دروغی را از زبان فردی می شنویم که منتسب به دولت و حکومت جمهوری اسلامی است وبه عنوان یک مسئول در نهادی فرهنگی ریاست می کند که از قضا آن نهاد تحت لوای "تبلیغات اسلامی" هم فعالیت دارد، بیشتر شگفت زده و متحیر می شویم و تاسف می خوریم که چگونه قبح "دروغ" شکسته شده و به راحتی بر زبان چنین مسئولانی جاری می شود.

اخیرا کنسرت گروه دارکوب با مشارکت محمدرضاگلزار و حامد بهداد به دلیل نداشتن مجوز لغو شد؛در یکی از خبرگزاری ها گفتگویی با رییس نظارت ارشاد منتشر شد که ایشان گفته اداره اماکن نیروی انتظامی از برگزاری این کنسرت به دلیل نداشتن مجوزممانعت به عمل آورده است اما مسئول موسیقی حوزه هنری در روز روشن وبا ثبت گفته های خود بر روی کاغذ و ارسال آن به رسانه ها (طوری که دیگر به هیچ وجه نمی توان آن را انکار کرد) حقیقت را وارونه جلوه داده است.او از لغو نام نبرده و به فاصله یک روز مانده به اجرای برنامه با حفظ خونسردی خود گفته که این برنامه "جا به جا" شده است!!در این خبر رسمی چنین آمده :

 

‌"مسئول موسيقي حوزه هنري، دليل اين جابه‌جايي را كم بودن گنجايش تالار انديشه به نسبت استقبال زياد مخاطبان عنوان كرد و گفت: طبق هماهنگي‌هايي كه با اين گروه انجام شده اين كنسرت، در زمان و مكان ديگري برگزار خواهد شد."

البته این اظهار لحیه فقط یک دروغ ساده نیست بلکه مطلب سراسراهانت باری است که در وهله اول به گروه و بعد به مخاطبان روا داشته شده است. بهانه جابه جایی به علت کمبود جا نوعی توهین به شعورو فهم اجتماع است وگرنه تا کنون کی و کجا دیده و شنیده شده که برنامه یا کنسرتی که با فروش بلیت عده حاضران و متقاضیانش کنترل می شود به دلیل استقبال زیاد لغو شود؟آیا کسی در این سازمان تبلیغات نیست که بر گفته های این آقای مسئول تاملی کند و از نشر چنین دروغ های رسمی و سند دار جلوگیری نماید؟

گذشته از سوءمدیریت هایی که در بروز چنین مشکلاتی برای موسیقی حوزه در زمینه انتشار آثار و برگزاری کنسرت وجود دارد ،آیاواقعا دراین سازمان تبلیغات (که به بالاترین مقام مملکت نیز منتسب است) کسی متوجه نیست که چنین مدیرانی با چنین دروغ پردازی هایی چه لطمات وضررهایی به حیثیت و ارزش های سازمان وارد می کنند؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 15:28  توسط رضا  | 

 

بوالعجب موسیقیدانان

 دنیای غریبی است؛ انسان هم عجب موجود عجیبی است! نمی دانم خواندید یاشندید که استادی محترم و برجسته مصاحبه کرده و گفته که در جنگل های آمریکا اذان گفته و فلان و فلان ...بله اذان در جنگل های آمریکا...

واقعیت این است که نیمه های شب رفتن بر روی درخت بریده و زیر باران اذان دادن اگرچه عجیب است اما مهم نیست؛ اینکه آن اذان ،اذان صبح بوده یا اذان شب آن هم مهم نیست،آن اذان برای جنگل نشینان بوده یا شهروندان متمدن آمریکایی نامسلمان در آن نیمه شب بارانی آن هم مهم نیست ؛با صدای بلند بوده که دیگران بشنوند یا نه و خیلی چیزهای دیگر هم واقعا هرچندعجیبند ولی مهم نیستند؛ مهم این است که هر هنرمند مردمی که عشقش به توده های میلیونی وافر است باید در هر شرایطی اذان را فراموش نکند حتی در زیر باران و در جنگل ؛ اساسا وقتی موقعش برسد بایدبه هرقیمتی اذان گفت ... تازه؛  در آن وضعیت و در آن زمان موذن برای چی اذان گفته واین انسان پاک و مطهر به دنبال چی بوده هم مهم نیست؛ مهم زمان حال و شرایط فعلی است ؛ مهم گردش کیهان و ضرورت فرهنگ است که باید به آن توجه داشت؛ماهی را هروقت که از آب بگیری باید درجنگل اذان بگویی! حتی اگر ۲۴ سال دیر متوجه شوی که باید بروی بالای درخت ...به هرحال باید دیگران بدانند و باید پذیرفت که ورود به هر جایگاه انتصابی اذن می خواهد و در این روزگار اذن بدون اذان در بالای درخت نمی شود.

انصافا باید قبول کنیم که مردم را چیزهای عجیب قلقلک می دهد، اینکه آدمی خدایی باشد و برای خودش و در خلوت خودش وبا خدایش راز و نیاز کند و در دلش اذان بگوید و هرچیزی را برای خدا نگوید و بعضی حرف ها هم برای خدا آهسته بگوید و فلان و فلان که سرزبان ها نمی افتد؛ باید معلق زد و آب را سربالا برد و سم را نشان داد و هزاران حرف و حدیث سر هم بکنیم تا نگاه ها جلب شود... .

 اینها همه برای این است که بین مردم زمزمه شود که یکی در این شهر هست که کارهای عجیب و خارق العاده می کند ،با اولیا و انبیارابطه عمیق دارد ؛ مسلمان زاده و متشرع است و هیچ رابطه ای هم با گذشته اش ندارد؛تار هم می زند و گاهی اوقات آواز هم درس می دهد؛خوابیده و ایستاده ؛سه تار و کمانچه می نوازد،نشسته و نیم خیز ، با شاگردان و مریدانش زندگی مشترک می کند و درس طهارت و صیانت از نفس می دهد،سیر آفاق و انفس می کند و القصه چه کارها که نمی کند....

این روزها هر کس به دیگری می رسد می گوید:دیدی استاد چی گفته ؟نع !!!راست می گی یا میخواهی ما را سر کار بگذاری ؟ آخه مگه می شه؟ بعله اذان که چیزی نیست آقا به جبهه هم رفته! به اهواز به همان جایی که فقط پنج- شش نفر در شهر بودند و ساندویچ هم به همان تعداد موجود!!!نع آقا این یکی را دیگه نگو ... آخه اهواز کی اصلا خالی شد مرد؟تازه آبادان هم خالی نشد، آنجا که خالی شده بود خرمشهر بود و مهران و قصر شیرین و یکی دو شهرک دیگه... اهواز که همیشه غلغله بوده حتی در زیر موشک هم جمعیت آ .... نه آقا! نه جان من، باز که به بیراهه رفتی ؛ اینکه کجا خالی شده کجا خالی نشده که مهم نیست ، اینکه یک ساندویچ فروشی چند تا ساندویچ داشته وآنها را فقط برای اکبر و اصغر گذاشته که مهم نیست ، نه آقا! بعد از اذان دادن،مهم جبهه و اعلان به جبهه رفتن است که آقا فرموده که گفته و رفته .... .

حالا آخرش چی؟

 هیچی قربان ، هیچی...

 یکی دارد از اوج سعادت با سرعت صوت فرود می آید، انسان بزرگی دارد آب می رود و به لباس سابقش برمی گردد ، هنرمندی دارد به هنر و هنرمند جفا می کند،انسانی می خواهد کرامت را له کند و دست آخر باید گفت که این نوازنده ای محترم است که تار می شود ،کدر می شود و این خاطرات مردم است که نابود می گردد ، انسانیت حضیض می شود تا تشنه کامی شاید چند صباحی بالا نشین شود ؛ همین !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 0:16  توسط رضا  |