بیله تنبک بیله ساز(۲)
اندر مضرات نی نوازی!
استاد نی نوازی، محمدعلی کیانی نژاد در تازه ترین تهاجم خود به خانه موسیقی به زعم خود دست به افشاگری زده است؛ سخنان تنظیم شده کیانی نژاد بزرگ در مجله هنر و موسیقی به چاپ رسیده است.
به قول ظریفی،او احتمالا پس از تمرین نی نوازی و با چشم های نیمه باز هرآنچه دل تنگش خواسته گفته و با ستایش - مصاحبه- گر مواجه شده است.چند سال پیش هم او خانه موسیقی را تاریکخانه اشباح خواند و کلی فحش و فضاحت بار این خانه کرد و در عین حال با این کار به نوعی پیام نزدیکی به این خانه فرستاد.
البته گوشه ای از آن فحاشی ها نیز دامن ارشاد و انجمن موسیقی و مدیران وقت را گرفت و شاید ایشان یادشان باشد که صاحب همین قلم در حمایت از آن تظلم تکمله ای در نشریات نوشت با این مضمون که آقایان حتما باید کارد به استخوان یک هنرمند برسد تا شما متوجه دردمندی کسی شوید؟! و علاوه بر قلم برای خریدکتاب ردیف نی این استاد نیز قدم هایی برداشت و ...بماند.
پس از آن اقدامات آرامبخش! اینک دوباره همان آدم با همان تیزی و تندی، عده ای را(حتی خادمانش را) به برخی اتهامات متهم کرده است، منتها با این تفاوت که او این بار به تازگی از امتحان خانه بازگشته است.
به هرحال همان آدم به خانه راه یافت اما چگونه؟
کیانی نژاد با ترغیب یاران حفظ و اشاعه ای اش خود را نامزد عضویت در کانون نوازندگان کرد اما ناگفته نماند که داود گنجه ای برای اینکه شانس انتخاب همین استاد بصیر و خبیر بیشتر شود از نامزدی در این کانون انصراف داد و در کانون مدرسان نامزد شد.
استاد نی نواز در روز مجمع عمومی حاضر شد ؛او هنگام معرفی خود به جای صحبت و ارائه برنامه اش فقط روزنامه ای را که نقل یک مرجع تقلید را در تقبیح موسیقی تیتر یک کرده بود روی دست بلند کرد و فریاد زد : در این مملکت و با این صحبت ها مواظب خودتان باشید ...من هیچ حرفی ندارم...
سخنان او با تشویق گرم حضار مواجه شد و رای نفر سوم یا چهارم را ازآن خود کرد. استاد گنجه ای به او تبریک گفت و بارقه امید در دل نوازندگان پدیدآمد، داریوش پیرنیاکان، داود گنجه ای و یکی دو نفر دیگر او را برای عضویت در هیات مدیره اصلی خانه موسیقی مناسب دانستند و با همه دوستان توافق کردند که در مجمع عمومی به ایشان رای دهند؛استاد پورتراب و یک نفر دیگربه علت گرفتاری در روز مجمع نیامدند و رای خود را به استاد گنجه ای تفویض کردند اما او نپذیرفت و گفت حق رای شان را به کیانی نژاد بدهند و آنها نیز چنین کردند.(۲ رای مفت).و دست آخر اینکه در میان مجمع بیست نفره این نی نواز دل آگاه بود که مورد توجه قرارداشت.
نتیجه معلوم بود ، کیانی نژاد به عنوان نفر پنجم یا ششم به تاریکخانه اشباح راه یافت و از آنجا بود که بایددر این تاریکخانه طرح ها و برنامه های خود را مطرح می کرد تا تاریکخانه روشن شود .
ازآنجا بود که ایشان باید بدون حقوق و دستمزد دست کم هفته ای یک روز از "نی نواختن" می گذشت و راه درازی را از ولنجک تا فاطمی می کوبیدتا با دستان پر برای اعتلای هنر موسیقی حاضر شود.
گفته بودند که کیانی نژاد به عنوان رییس کمیته طرح و برنامه انتخاب شده است ولی این را هم گفتند که وی تاکنون به علت اشتغال شدیدش به "نی نوازی" و آثار برجای مانده از این نوع نوازندگی فرصت ارائه طرح نکرده است .
یکی از اعضای هیات مدیره خانه می گفت در این سال ها تمامی سعی او فقط این بوده است تا در جشن های هرساله خانه موسیقی گروه جوانش را به برنامه های جشن تحمیل و برای آنها دستمزدهای آنچنانی طلب کند.
غیبت های مکرر ایشان به علت همان گرفتاری نوازندگی به جایی رسید که صدای اولین عضو علی البدل (دکتر ساسان فاطمی)درآمد که آقایان چرا رودربایستی می کنید.شاید ایشان تا ابد نخواهد به خانه بیاید...
به هر روی این نی نواز قهار حتی به مجمع عمومی هم وقعی ننهاد و در روز مجمع عمومی بدون اطلاع و بدون کمترین اهمیتی به آراء کسانی که او را وکیل خود کرده بودند در این جلسه شرکت نکرد.بعدها معلوم شد که به خاطر اینکه خانه او را در جریان جشنواره فجر و اختلافش به خاطر سکه ها و آب نکردن پلاک طلا حمایت نکرده گله مند است.
البته این قصه سر دراز دارد... ماجراهای مختلف و خیلی مسائل دیگری هست که باید به حرمت استاد نوازندگان نی پوشیده بماند شاید در چرخش حالی دیگر اوضاع به سامان شود... .
اما با این مختصر شما قبول ندارید که اوضاع موسیقی مان باید همین باشد.اگر آن تیتر روزنامه بد است پس کدام کار ما خوب است؟ اگر ارشاد بد است چرا پولش و سفارش هایش خوب است و اگر .... .
و سخن آخر اینکه رسالت مطبوعاتی ما چیست ؟آیا استفاده از احساسات کنترل نشده و هدایت کردن (گمراه کردن) شخصی که هرلحظه بر مداری دیگر می چرخد نوعی استفاده ابزاری و ضربه زدن به هنر والای موسیقی نیست؟ هدف چیست ؟
