تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

عمومیت روابط نامربوط و مدیریت فرهنگی!

هنر ارتباط مستقیمی با خلاقیت دارد ؛ هرچه خلاقیت بالا باشد هنر و اله مان های بصری ،صوتی و ...(بسته به نوع ظرف و قالب ) بالا می رود ومخاطبان بیشتری را جذب و به تحسین وا می دارد. اما این که این خلاقیت چگونه ایجاد ،تقویت و هدایت می شود وهمچنین بررسی مراحل تولید هنر،نوع خلاقیت ونقش شرایط محیطی در ایام کودکی و خانواده و...موضوع مفصلی است که فعلا به آن کاری نداریم .

بحث و نکته در اینجا است که فرض کنید گروهی از هنرمندان و افرادی که به نوعی دارای خلاقیت هنری هستند در جایی ،مکانی ومحیطی به کار هنر اشتغال دارند.در این شرایط بروز خلاقیت به چه عواملی بستگی دارد؟ در دنباله مطالب قبلی باید گفت که مدیریت فرهنگی در این شرایط تعیین کننده و هادی است.در طول تاریخ هنر در سراسر دنیا اگر مطالعه ای صورت بگیرد قطعا نقش بسیار مهم آدم ها و مجموعه هایی که به نوعی شرایط مساعدی را برای هنرمندان مهیا کرده اند پیدا می شود .حال این عوامل گاه در کسوت پادشاهان و سلاطین بوده اند و گاه در شکل و شمایل کلیسا و دیرها و گاهی هم در ساختار اداری و موزه ها و سازمان های فرهنگی و...رخ نموده اند.

به عنوان مثال خیلی ها اعتقاد دارند که اگر شخص"داود پیریا"در آن مقطع خاص، مدیریت موسیقی رادیو را برعهده نمی گرفت برنامه گلهایی هم در میان نبود و طبیعتا فعالیت های مثبت بعدی و تاثیر گذاری آن نوع مدیریت در تولید دیگر برنامه های هنری نیزوجود نمی داشت و در نتیجه معلوم نبود آن سیل خلاقیت و نبوغ هنری افراد و هنرمندانی که اینک در میان ما نیستند به چه سرنوشتی دچار می شد.مگر این پیریا چه کار کرده بود ؟مگر غیر از این است که او به موقتی بودن شرایط زندگی و ذوقیات آدم هاو بویژه ارباب هنر وقوف داشت و مگر غیر از این است که او می دانست تولد امثال یاحقی ها یک اتفاق نادر است و باید این اتفاق را به ظریف ترین وجه و با تدبیر و درایت خاص هدایت کرد تا آثاری از او به یادگار بماند ؛آثاری بماند برای تمام قامت تاریخ هنر ایران و نه برای سال های مدیریت پیریا و دهه سی و چهل .او این موقعیت را در یافته بود چرا که به وظیفه خطیر خویش پی برده بوو مهم تر از آن به ویژگی های هنر پی برده بود ؛مدیریت فرهنگی یعنی همین که مدیر بداند در چه جایگاهی نشسته و باید بداند که هر حرکت کوچک و خرد او می تواند تاثیری به درازای تاریخ بگذارد.

این بخش را نیز با ذکر نمونه دیگری از ظرایف مدیریت فرهنگی در شرایط حاضربه پایان می برم.

روابط عمومی مهم ترین نهاد هنری کشور(ارشاد)اخیرا در دعوت نامه ای و با ذکر اسامی هنرمندان درگذشته در سال ۸۵ از هنرمندان و اصحاب رسانه خواسته است در پنجشنبه آخر سال بر سر مزار هنرمندان حاضر شوند و به زیارت اهل قبور بروند .خب تا اینجامیمون و ممنون و خیلی خوب اما وقتی شما می بینید که در این دعوتنامه گزینشی عمل شده و نام یاحقی و یکی دو نفر دیگر که در سال 85 فوت کرده اند نیامده است چه برداشتی می کنید؟ یادم هست که قبلا نیز در مواردی این روابط عمومی اسامی هنرمندان بزرگی عرصه موسیقی را با چهره شان مطابقت نمی داد و یا در یکی از مراسم اخیر یکی ازهمین مسئولان در جمعی می گفت که چون ایام سوگواری است نمی توان از پنجه شیرین استاد ابراهیمی(استاد آواز)و ویولن نوازی ایشان بهره ببریم!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این "مدیریت فرهنگی"!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 12:15  توسط رضا  |