تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 


 *اولین ها
این سال ها مد شده است و هر کسی برای جلب مشتری از این جمله ـ بخوانید از این ترفند ـ استفاده می کند. متاٌسفانه در عرصه موسیقی هم این جمله کاربردهایی پیدا کرده است. برخی رسانه ها هم که مشتاقانه به دنبال این اولین ها هستند در این دام گرفتار آمده اند. یکی از خبرگزاری ها نوشته بود که برای اولین بار جشنوراه موسیقی فجر به خارج از تهران هم می رود و یا بعضاً گفته و نوشته شده که برای اولین بار ملل مسلمان هم در جشنواره هستند و یا... به نظر می رسد اگر بنویسیم و بنویسند که برای اولین بار بیست و دومین جشنوراه موسیقی فجر برگزار می شود هم صحیح تر است و هم کسی دروغ نگفته.

*موسیقی در تئاتر شهر
اما گویا یک « برای اولین بار واقعی» در جشنواره امسال ـ تا آنجایی که ما اطلاع داریم ـ وجود دارد و آن هم اختصاص تئاتر شهر به جشنواره موسیقی است. این تئاتری های محجوب بعد از اینکه سالیان سال در تالار وحدت موسیقی را نواخته بودند این بار اجازه دادند در تئاتر شهر موسیقی نواخته شود که جا دارد از آنها قدردانی کنیم.

*محبت
چندی پیش کنسرت جناب هوشنگ ظریف ( گروه پایور) در بابل اجرا نشد. ایشان در مصاحبه ای گفته که ما خودمان هم نفهمیدیم چرا و در ادامه کلی از افرادی که آنها را از برگزاری برنامه باز داشته بودند تعریف و تمجید کرده بود که چقدر باعزت و احترام به ما گفتند: مرحمت فرموده اجرا نکنید.
 واقعاً ما هم به نوبه خود از آنها تشکر می کنیم. به قول مولانا از محبت خارها گل می شود و نیز تشکر می کنیم که بلافاصله در این استان "همایش موسیقی ایران و ظرفیت های ناشناخته" برگزار شد. جداً که چه ظرفیت های ناشناخته ای وجود دارد.
گل واژه
وقتی واژه ای گل می کند دیگر تمام است. چپ و راست و مدام در جای جای این پهندشت عزیز مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از این واژه های تازه باب شده، « رونمایی» است که چند سالی است در حیطه نشر و انتشار به کار می رود و از قضا برنامه های خوبی هم در این زمینه رقم خورده است که از آن جمله انتشار فرهنگنامه « سخن» بود و آخرین اش هم مراسم رونمایی کتاب مستطاب و آتش کاروان اثر هنرمند خوبمان بیژن ترقی بود که هفته پیش در محل انتشاراتی مربوطه برگزار شد. بگذریم از اینکه موضوع رونمایی این اثر و وزانت مدعوین برنامه و اجرا و مخلفات و چه و چه آن هم در محلی به مساحت کمتر از 40 متر برگزار شد و خود داستانی داشت مفصل؛ اما بشنویم که چند روز پیش هم برای انتشار آخرین اثرعلیرضا افتخاری ( منظور اثر صوتی است)  هم مراسم « رونمایی» گرفتند  البته قسمت هایی از این رونمایی از سیما هم پخش شد.

*نقد سی ساله
دومین جلسه « نقد نغمه» با حضور فریدون شهبازیان و نادر گلچین شنبه گذاشته برگزار شد. جداً هر بار که سخن از این برنامه می شود باید به بانیان آن دست مریزاد گفت که چنین همتی به خرج داده اند. حرکتی بسیار خوب و اصولی که اگر استمرار پیدا کند می تواند در آینده در اصلاح و تصحیح حرکت های فرهنگی در زمینه موسیقی نقش بسزایی ایفا کند.
این جلسه به بهانه انتشار آلبوم « گریز» اثر فریدون شهبازیان و به خوانندگی نادر گلچین اختصاص داشت. بانیان و متولیان « نقد نغمه» اگر می خواهند طریق تعالی را بپیمایند باید خودشان نقد پذیر باشند و اولین نقد به این جلسه انتخاب اثر "گریز" به عنوان موضوع برنامه بود که تولید آن به 3 و 4 دههٌ قبل باز می گردد. هر چند که جناب مختاباد به طرح این انتقاد در همان جلسه، جدید الانتشار بودن اثر را به عنوان ملاک گزینش مطرح کرد اما برنامه ای که قرار است ماهی یک بار اجرا شود باید اولویت بندی داشته باشد، قطعاً اثر سی سال گذشته نمی تواند به عنوان الویت اول چنین برنامه ای قرار گیرد،به هر حال این سوژه بهانه خوبی بود برای به صحنه آوردن خواننده ای که نزدیک به سی سال است در انزوا به سرمی برد؛ برای دست اندرکاران برنامه نقد نغمه آرزوی موفقیت روز افزون داریم.

*خانه موسیقی کودکان
یکی از خوانندگان بانو با اظهار شکوه و شکایت از برخی موسیقیدانان مرد که چرا زنان را در این عرصه نادیده و ناشنیده می انگارند در یکی از خبرگزاری ها گفته که: باید خانه موسیقی بانوان تشکیل شود. ما که بخیل نیستیم، تشکیل شود منتها به نظر می رسد این خود خانمها هستند که باید چنین خانه ای تشکیل بدهند و آنها هستند که باید گردهم بیایند و از میان خود یک هیئتی را انتخاب  و به عنوان نماینده خودشان معرفی کنند...
حرفی نیست همتی باید و حرکتی و باید به نظاره نشست. اگر چنین شود باید در آینده شاهد تولد "خانه موسیقی کودکان" هم باشیم . به هر حال جان کلام را باید گفت که موسیقی هیچگاه زنانه یا مردانه نداشته و به جنسیت متکی نبوده است.

*شایعه
هفته پیش متاٌسفانه شایعه شده بود که یکی از نوازندگان برجسته نی درگذشته است. این شایعه به سرعت و از طریق SMS پخش شد و بعضی ها را هم به گریه انداخت.
چند وقت پیش این شایعه را برای آن نوازنده بزرگ تار ساختند که با توجه به چاپ و نشر آن خبر مشکلاتی را هم پیش اورد.  کمتریم کاری که باید کرد این است که برای اینگونه شایعات رسانه نباشیم.

*به نقل از همشهری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 16:1  توسط رضا  | 

 شفاف باشیم

برخی از این منتقدان همواره در بوق و کرنا می کنند که در این مملکت "نقد"جایگاهی ندارد و هیچ کس به منتقد و انتقاد بها نمی دهد و ال و بل...اتفاقا همین امروز در اتول خود به صورت اتفاقی - برای اینکه از این آگهی های مسخره رادیو پیام که هر ۱۰دقیقه به ۱۰دقیقه مخ مردم را با انواع و اقسام ترفندهای صوتی و کلامی پیاده میکند - در بروم موج رادیو فرهنگ را گرفتم که خوشبختانه زوج هنری و همکلام وهم مرام با هم به سختی اختلاط کرده بودند و در باره عشق مشترک خود(علیرضا افتخاری) صحبت میکردند.(تقریبا ادامه همان داستان ویژه نامه مقام).در این برنامه دوست گرامی جناب میرعلینقی که می گفتند همین دوروز پیش به دلیل سرماخوردگی سخت به جلسه نقد نغمه نیامده است در کمال سلامتی جسمی و با صدای رسا از نبود جایگاه نقد در این مملکت صحبت می کرد.(واقعیت هم همین است؛ نقد اصولی و درست هنوز جایگاه خودش را پیدا نکرده است اما موضوع این یادداشت فعلا این نیست؛علت تعریف از افتخاری و موضوع آن برنامه و آن مجله هم نیست...)موضوع چیز دیگری است:

ابوالحسن مختاباد که خود یکی از بانیان جلسات "نقد نغمه" است ، از یک ماه پیش برای نقد آلبوم گریز اثر فریدون شهبازیان و نادر گلچین با ایشان (میرعلینقی)هماهنگ کرده بود که در کنار آن دو بزرگوار بنشیند و اثر مزبور را نقد کند؛اما در روز موعود که دو روز پیش بود نیامد ؛مختاباد با اطمینان اظهار می داشت که این"میر" دوست ، یک بار هم که می خواست به وعده عمل کند ،بیمار شده است؛ ولی امروز ما به سمعه!شنیدیم که این طوری نبوده است ...گویا حال جلسات تعریف و تمجیدبهتر و بیشتر است از حال گیری نقد و نق و البته ایرادی هم نیست هرکس مختار است در هربرنامه و هر روزنامه و هر محمل دیگری که صلاح می داند صحبت کند و بنویسد و آنگونه که می خواهد نظراتش را بدون ترس و با جسارت بیان کند.اما تنها نکته ای که ما همگی باید متفق القول به آن اهمیت بدهیم این است که :

آقایان شفاف باشیم و رک و پوست کنده آنچه در دل داریم بگوییم و نه اینکه قول شرکت در برنامه ای را بدهیم و بعد به بهانه های مختلف شانه خالی کنیم و بعد....

به هرحال امیدوارم آقای میرعلینقی که از دوستان خوب و پژوهشگر توانای تاریخ موسیقی ما است و از نبود جایگاه نقد هم گله مند است این نقد را بپذیرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:18  توسط رضا  | 

 

کنسرت بررسی آثار و زندگی" مجید وفادار "

کنسرتی در تالار اندیشه  روز سه شنبه ۵ دی ماه ، برگزار می شود که در نوع خود بی نظیر است.

انشا الله در این کنسرت" شاهین فرهت " و " علی رضا میرعلینقی"(اگر مثل جلسه نقد نغمه خلف وعده نکند) نیز به عنوان سخنران حضور دارند ،در این برنامه قطعاتی در دستگاه شور و آواز دشتی از ساخته های زنده یاد وفادار اجرا می شود.

تصانیف " آمدم " ، " شب جدایی " و " صدای آشنا " شامل این قطعات هستند.

" شهرام آقایی پور " ( نوازنده سنتور و سرپرست ) ، " احسان عبایی " ( تار ) ، " علی علیشاپور " ( کمانچه ) ، " باقر زینالی " ( کمانچه ) ، " سیاووش کفاشی " ( بم تار ) ، " مهدی رنگین کمان " ( تنبک ) ، " زمان خیری "( نی ) شرکت دارند.

در این کنسرت ، ورود برای همه آزاد است و احتیاجی به تهیه بلیت نیست.

اینها همه را ول کنید اصل قضیه اینجا است که حسین خان علیشاپور به عنوان خواننده مرتکب اجرای تصانیف و آوازها خواهد شد که خود داستان دیگری است .حتما بروید و برویم!

حالا...شد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 22:43  توسط رضا  |