تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

 

رهبر استثنایی

اركستر ملل به رهبري پيمان سلطاني طي 3 شب در بزرگترين تالار كشور به اجراي كنسرت پرداخت؛  مجموعه ای از قطعات داخلي و خارجي و ايراني و غربي و... .


اين برنامه نيز طبق معمول اكثر برنامه‌هاي ساليان اخير با كم‌وكاستي‌هاي اجرايي رو‌به‌رو بود؛ ناهماهنگي، فالش و ناكوك‌بودن برخي سازها، عدم همخواني دكور با صحنه و ده‌ها نكته حاشيه‌اي ديگر. اما چرا با اين وصف بايد آن را به عنوان مهمترين اتفاق بدانيم، الان عرض مي‌كنم.


در ايران اگر كسي بتواند بدون پشتوانه دولتي بيش از يكصد نوازنده و خواننده و همخوان را در سه شب متوالي و آن هم در يك ساعت به‌خصوص و يك جا گرد هم آورد، خودبه‌خود كار بزرگي انجام داده است؛ حتي اگر اين تعداد هيچ كاري هم نكنند، حال آنكه افراد مذكور در قالب اركستر ملل زدند و خواندند و در حد بضاعت خود رضايت مخاطبان را هم به دست آوردند.


اما جداً بايد به رهبر اين اركستر آفرين گفت و او را جزو انسان‌هاي سختكوش و استثنايي به حساب آورد چرا كه علي‌رغم همه سختي‌ها و ناهمراهي مسئولان و شكست‌ها و حرمان‌هاي مكرر، باز اميدش را از دست نداده و كماكان در فكر رسيدن به رؤياهاي بلندش است.


نقش سازنده گريه


چندي پيش پخش گزارشي از تلويزيون موجب شد تا شخص اول اجرايي كشور در جهت رفاه حال تعدادي از جوانان يك محله وارد عمل شده و دستور مساعدت صادر كند. چند جوان در حال گريه‌كردن اظهار داشته‌اند زميني كه آنها در آن فوتبال بازي مي‌كرده‌اند بنا به دستور قوه قضاييه محصور شده است و آن دستور موجب شد تا زمين مورد نظر ابتياع شده و مجدداً در اختيار جوانان فوتباليست قرار گيرد.


اين موضوع تا حدودي مشكل 7ساله محل خانه موسيقي را تداعي مي‌كند. پيشنهاد گريه به اهالي موسيقي و خانه موسيقس نمي‌دهيم .اما آنها هم سازهاي ديگري دارند كه مي‌توانند براي صاحب ملك كوك كنند.


تقدير از يك جسارت


خداوند عمر اين حاج‌عباس سجادي را طولاني فرمايد كه عجب جوان خيرخواهي است. ايشان از وقتي كه مسئوليت امور موسيقي سازمان فرهنگي- هنري شهرداري را برعهده گرفته تاكنون چندين برنامه پروپيمان در جهت بزرگداشت استادان موسيقي برگزار كرده است؛ شهناز، ترقي، تجويدي، صبا، درويش‌خان و... خلاصه مرده و زنده را نواخته و كوچك و بزرگ را تكريم كرده است؛ واقعاً دست مريزاد.


اخيراً اين مسئول خوش‌فكر و فعال، جلسه نقد موسيقي(نقد نغمه) را هم راه‌اندازي كرده كه اين كار جداً اقدامي جسارت‌آميز است چرا كه بايد در روز روشن و با حضور و وجود خود در يك مكان معين و عمومي و در جلوي چشم همگان «عيب» آثار موسيقايي و موسيقيدانان را بشمري و اين كاري بوده است نشدني و محال ولي حالا با جسارت اين جوان و همراهان قرار است بشود و شد.


اولين جلسه اين نقد نزديك به دو هفته پيش در فرهنگسراي دانشجو برگزار شد و هوشنگ كامكار نيز به عنوان اولين هنرمند جسور در مقام دفاع از «كنسرت شور» اخيرش به پرسش منتقدان و حاضران در جلسه پاسخ داد. جا دارد از اين حركت خوب و ارزشمند بانيان امر تقديري جانانه به عمل بيايد.


نفس‌شماري


حالا ما چرا گفتيم اين سيدعباس(مدير موسيقي سازمان) خوش‌فكر است؟ علت دارد. بزرگداشت و تجليل از حدود 10نفر در يك شب، داستان و فلسفه مخصوص به خودش را دارد كه يكي از آنها ازدحام جمعيت و توليد گرمي و شور و حرارت بيشتر به برنامه است.


اگر هر نفر فقط 20فاميل و آشنا و دوست داشته باشد، اين مي‌شود 200نفر و 70-60نفر هم كه خبرنگار و عكاس و خدمات و اركستر و نوازنده هم كه حساب كنيم ظرفيت سالن تكميل خواهد شد؛ حال حساب بقيه ماجرا با شما.


همين نگاه و تمهيد هم در جلسه نقد نغمه لحاظ شده بود؛ براي اينكه منتقد و صاحب عله و مجري احساس غرابت و سردي نكنند، آنها را گرد يك ميز يك‌نفره نشاندند تا ضمن اين‌كه صحبت مي‌كنند، نفس يكديگر را هم بشمارند!


محبوبيت و خواننده دوشبه


«حنجره خوش‌صدا يك موهبت خدايي است و در نتيجه خواننده با اندكي تمرين مي‌تواند آواز بخواند اما پنجه نوازندگي با زحمت به دست مي‌آيد. من با نوازنده‌اي چون محمدرضا لطفي 8سال زندگي كرده‌ام و شاهد بودم چقدر زحمت مي‌كشيد؛ اصلاً قابل قياس با ميزان تلاش خواننده‌ها نيست؛ الان برخي از خواننده‌هايي كه محبوب ميليون‌ها ايراني هستند دوشبه به وجود آمدند.»


شايد مهمترين نكته و حرفي كه از دل اولين جلسه «نقد نغمه» بيرون آمده باشد، همين جمله بالاست كه جناب هوشنگ كامكار گفته است. البته اين جمله عينا از گزارش رسانه‌ها نقل شده است و اتفاقا جاي بحث و بررسي دارد.


اين نظريه دستمايه خوبي است براي استادان، پژوهشگران و صاحب‌نظران تا به آن بپردازند؛ اين‌كه نقش خواننده و نوازنده و ميزان زحمات آنها و جايگاه آنها و ... در موسيقي ايراني چيست حتي براي بسياري از فعالان هنري پوشيده است. واقعا بايد بررسي شود كه چرا يك خواننده، دوشبه به وجود مي‌آيد.


اصلا مي‌شود كه چنين خواننده‌اي محبوب ميليون‌ها ايراني شود؟ اگر مي‌شود، به نظر شما يك جاي كار عيب ندارد...؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 17:50  توسط رضا  | 

 

 

جالب

خیلی جالب است ! برنامه ای در سطح روستا توسط ارکستر سمفونیک یک مملکت اجرا می شود و آب از آب هم تکان نمیخورد!!

تکنوازی دف آنچنانی و سپس آواز وصله پینه شده ای که با هیچ ترفندی نمی توان آن را به ارکستر چسباند و اصلا هیچ نوع همخوانی وجود نداردبه طوری که هرشنونده نامربوط و غریبه با موسیقی ایرانی هم متوجه می شود که یک جای کار ایراد دارد.و جالب تر آنکه این اجرادر بوق و کرنای رسمی یعنی رادیو سراسری هم پخش می شود و باز هم ....

هیچی اصلا ولش کنید مدت ها بود که دیگر قرار گذاشته بودم از این گوش می شنوم از گوش دیگر در کنم اما این فیه مافیه و جذبه مولانا بود که باز موجب جوشش شد.

بگذریم اینه دیگه مگر ما این ده سال داد زدیم اتفاقی افتاد؟البته به قول یکی از دوستان شاید همین اوضاع نتیجه همان دادها باشد که خبرنگاران زده اند. می دانم که این حرف هم ایهام دارد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 12:37  توسط رضا  |