تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

 

خبرنگار و مسئولیت

راستی چرا بعضی از خبرنگاران هرچه به خوردشان می دهند عینا می خواهند به خورد ملت بدهند ؟آیا این عین بی مسئولیتی نیست؟

اخیرا یکی از مدیران موسیقی در روز روشن با یک روزنامه مصاحبه کرده و افاضاتی فرموده که بهتر است ما هم عین همان گفته ها را- بدون شرح- نقل کنیم .

بله این مدیر موسیقایی گفته :"...تا همین چند سال پیش ارکستر سمفونیک حاضرنبود حتی یکی از قطعات آهنگسازان ایرانی را اجرا کند.آنها همواره آثار موسیقیدانان غربی را به طور ناقص و در حد بضاعتی که داشتند اجرا می کردند.تا اینکه ما در دو سال قبل "کوه دماوند"را به عنوان نخستین اثر سمفونیک آهنگساز برجسته ایرانی دکتر شاهین فرهت اجرا کردیم..."

در جای دیگری این استاد مدیر می گوید:"....در دین ما گفته شده است انما الاعمال بالنیات یعنی حتی اگر موفق هم نشوی ثواب آن به پایت نوشته می شود.مانند اثر شکوه عشق با صدای افتخاری که با تمام مناسبت های ما موضوعیت دارد..."

قبول دارم که تفسیر این جمله کمی مشکل است .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:27  توسط رضا  | 

 

سنگ مزار

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

جمعه گذشته -۱۳مرداد- در آرامگاه ظهیر الدوله مراسمی به مناسبت سالگرد درگذشت بزرگ بانوی آواز ایران "قمر"برگزار شد.در این مراسم زبیده جهانگیری(شبنم) صاحب عله و به اصطلاح مجلس گردان بود.

قمر آنقدر بزرگ و بی بدیل است که نیازی به شرح و توضیح اضافه ندارد فقط باید تاسف خورد که چرا باید برای هنرمندی که برای همیشه تاریخ بر تارک موسیقی و آواز ایران می درخشد باید چنین مراسم بی برنامه و حقیری برگزار شود.من می دانم که محدودیت هایی وجود دارد اما مگر نمی توان در همان گورستان هم کار بهتری ارائه داد؟ من می دانم که هر حرکت و قدمی نیاز به بودجه و همکاری بسیاری از نهاد ها دارد اما مگر قمر کم آدمی بوده است که نخواهیم برای آن قدری بیشتر زحمت بکشیم ؟

اگر کسی توانایی و امکاناتش را ندارد که مراسمی درخور و هم شان با قمر برگزار کند خب مجبور نیست و کسی هم از او به عنوان یک فرد هیچ انتظاری ندارد ولی اگرما می خواهیم برای هنرمندانی چون قمر- که تحت ظلم مضاعفی هم هستند-قدم پیش  بگذاریم باید تمامی جوانب و ارزش و اهمیت کار را درک کنیم.به هرحال این را هم قبول دارم که بانیان آن مراسم در حد بضاعت خود زحمت کشیده بودند.

نکته دیگر اینکه امسال چهل و هفتمین سال درگذشت قمربانوی بزرگ بود اما تنها نشانی که از او باقی است فقط سنگ کوچک و رنگ و رو رفته ای است که مربوط به همان ۴۷سال پیش است . جدا تا به حال هیچ کس به این فکر نیفتاده است تا حداقل سنگی آبرومند برای آبروی موسیقی آوازی تدارک ببیند؟ من از همین جا پیشنهاد می کنم خانه موسیقی - موسسه نغمه شهر- دفتر امور موسیقی - حوزه هنری - مرکز موسیقی صدا و سیما و ...قدم پیش بگذارند و اگر نمی توانند از او و صدای سحرانگیزش بگویند و پخش کنند حداقل سنگی بر مزارش بنهند و با این کار حضور و فعالیت خود را در عالم موسیقی معنا ببخشند.

اگر هم این سازمان ها و نهاد های دهان پرکن از این کار کوچک نیز ابا دارند موسسات خصوصی و اصلا افراد و شخصیت های مستقل قدم جلو بگذارند که صالحات و باقیات اصلی در همین جور کار ها است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 12:59  توسط رضا  | 

 

وفادار به قلم باشیم

هفته گذشته نقدی از اجرای گروه دستان در روزنامه همشهری چاپ شد.

قصد داشتم که نقدی مفصل از اجرای این برنامه بنویسم ولی از آنجا که حضرات و زعمای هنر موسیقی آنقدر آستانه نقدپذیری شان پایین آمده که اصلا تاب هیچ نکته باریک تر از مویی را ندارند منصرف شدم و فقط در حد یکی دوجمله در یکی از نشریات به ضعف مهم آن کنسرت و البته با اشاره به نقطه قوت اش (ریتم و نوازنده تنبک) مطلبی نوشتم.اما در اینجا و به این بهانه می خواهم به چند نکته اشاره کنم:

 اگر ما نقد و یا یادداشتی را در باره یک برنامه موسیقی - و یا هربرنامه دیگری-بخوانیم که همه چیز را قلب کرده باشد و نکات ضغف و مردود را اصلا ننویسد و یا مقبول و خوب جلوه دهد چه اتفاقی می افتد؟

این روش در وهله اول گمراه کردن مجریان برنامه است هرچند که آنها خوشحال شوند و برای نویسنده هم دست بزنند اما از نکات ضعف خود بی خبر می مانند - در وهله دوم خیانت به خوانندگان و کسانی است که به آن کنسرت نرفتند و می خواهند با خواندن گزارش از چند و چون آن مطلع شوند و دست آخر هم ارائه و معرفی توانایی ها ی خود(نویسنده) نزد اهل فن و صاحبنظران - بویژه آنهایی است که کنسرت را از تردیک دیده و شنیده اند و درنتیجه بی اعتبار شدن آن قلم است.

اصولااگر ما می بینیم که که نام برخی منتقدان جهان با نام بسیاری از بزرگان هنر برابری می کند به خاطر تعهد آن منتقد و ارزشی است که او برای قلمش قائل شده است.

به هرحال در اینجا باز به چند نکته دیگر در باره این کنسرت اشاره می کنم.کنسرت گروه دستان مثل بسیاری از کنسرت های دیگر  واجد نکات ضعف و قوت بود. البته باید اذعان داشت که همه نکات قوت این کنسرت به گروه دستان و شخصیت هنرمندان آن باز می گردد که منیت را کنار گذاشته اند وبا هم صمصمی اند. این نکته در موفقیت یک گروه خیلی خیلی مهم است ... استفاده از تنوع ریتم های ساده و لنگ و ترکیبی و اجرایی دقیق و پرصلابت و نوانس های گوشنواز و چفت و بست های خوب بین قطعات و...همگی موجب شده بود تا کار این گروه در حد اجراهای زنده و کنسرت بزرگ جهانی ارزیابی شود ولی عمده ضعف آن به قطعات با کلام و تلفیق های نا درست شعر و موسیقی باز می گشت. بعد از آن نحوه اجرای خواننده نا مناسب و غیر متعارف بود.اجرای موسیقی ایرانی آداب مخصوص خودش را دارد .کوچکترین حرکت اضافه خواننده قابل گذشت نیست .نوع نگاه و حتی زاویه دید و حالت چشم و....خواننده در موسیقی ایرانی تعریف شده است اگرچه ممکن است این تعاریف در هیچ کتابی نیامده باشد. صدای خواننده و تحریر های او و اوج و فرودش نباید به شنونده برنامه زنده استرس وارد کند و توجه او را از کل موسیقی به اجزا  و میمیک صورت خواننده جلب کند. مواردی از این دست به کل برنامه کنسرت دستان لطمات کلی وارد کرده بود....بقیه اش را می گذاریم برای فرصتی دیگر...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 14:29  توسط رضا  | 

 

 دو خبر و ...

آقای احمدی - یا به عبارت عمومی ترش- دکتر احمدی که تازه بر کرسی ریاست موسیقی ارشاد نشسته است بسیار تیز و با هوش به نظر می رسد- تا اینجای کار خیلی هم خوب است .اساسا اگر مسئولان و مدیران تیز و هوشمند نباشند قطعا جریان امور به نفع آدم های کلاش و فرصت طلب تمام می شود- اما مهم اینجاست که این تیز هوشی در چه جهتی قرار است به کار بیاید.

بیشتر کسانی که دکتر احمدی را  می شناسند و با سابقه او در دفتر گسترش آموزش هنر آشنایی دارند می گویند که او آدم روراستی است و اهل دروغ و دغل نیست - خب تا اینجای کار هم خوب است یعنی ارباب رجوع تکلیفش روشن است ونتیجه اینکه این آقای دکتر کسی را سر نمی دواند...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 13:12  توسط رضا  | 

 

شوخی با بزرگان!

اقای احمدی یزدی تبار اصل یعنی رییس جدید دفتر موسیقی در تازه ترین اظهارات خود که برای اولین بار مسئول روابط عمومی اش را به زحمت انداخته است تا سخنانش را برای رسانه ها ارسال کند گفته که :ما تاکنون مجوز هیچ کنسرتی را لغو نکرده ایم.

یکی نبوده که از ایشان بپرسد که مگر شما مجوز داده اید که بخواهید لغوش کنید؟ضمنا شب دراز است و قلندر هم کارش مانده است!

در اینجا برای عرض یک شوخی کوچولو با بزرگان عکسی را که زمستان گذشته در تالار وحدت انداخته ام  برایتان با زیر نویس مخصوص می گذارم.

اون عقب فریدون حافظی قدیمی ترین تار نواز هم سن و سال جلیل شهناز که ....به همافر - رییس سابق می گوید:تا نرفتی این مراسم بزرگداشت را واسه ما می گیری یانه؟

همایون خرم هم داره قول یک سخنرانی دبش را در سالگرد تاسیس خانه موسیقی از دکتر سریر می گیره و مرحوم همایون پور هم که انگاری می دانسته روزهای آخر عمرش را سپری می کنه داره به استاد گنجه ای می گه:ما که رفتیم ولی بعضی از این به اصطلاح هنرمندان ارزش این همه فداکاری و توجه را ندارند.تو مواظب خودت باش...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 23:28  توسط رضا  |