همه ساکت بجز کیوان ساکت!
مجمع عمومی بزرگترین و شلوغ ترین کانون تخصصی خانه موسیقی دیروز برگزار شد.
این مجمع برای نخستین بار به ریاست داوود گنجه ای برگزار شد چرا که این بار استاد در کانون دیگری خود را نامزد هیات مدیره کرده بود.البته این موضوع هم از نظر بسیاری از دایی جان ناپلئون ها به یک ترفند تعبیر شده بود و بعضی ها می گفتند استاد جا را برای دوستان خودش در کانون نوازندگان باز کرده است!
ولی این را هم بگم که هرکار دیگری هم که ایشان - و یا هرکس دیگری که توفیقی در اجتماع دارد - انجام بدهد هماره به یک چیزهای مضحکی تعبیر می شود...بی خیال!
به هرحال آخرین مجمع عمومی این دوره خانه موسیقی هم به پایان رسید و علی رغم اتفاقات اخیر و نامه نگاری دوست با پشتکار و فعال ما که خطاب به داریوش پیرنیاکان نوشته بودُ این سخنگوی سابق کانون با اختلاف رای بالایی نسبت به بقیه اعضا به عنوان فرد اول کانون برگزیده شد و به تبعیت از پیر و مراد خویش(استادگنجه ای) که ریاست را به پیشکسوت خودش یعنی استاد پورتراب بخشید ایشان هم ریاست کانون را به پیشکسوت خودش یعنی استاد ظریف واگذار کرد.افرین و مرحبا
اما خودمانیم چه کسی میرجعفرخان از تبریز برگشته را می شناخت که ایشان با رای بالاتری نسبت به آذرسینا و ثابت و ساکت و طلوعی و دیگران انتخاب شد؟ این جغفر خان حیدری به عنوان نفر پنجم هیات مدیره برگزیده شد در حالی که از یک دقیقه خودش هم برای صحبت استفاده نکرد!(به این می گویند اعتماد به نفس از نوع تعامل و معامله و این حرف ها).
نه شما کمی فکر بکنید و ببینید که چه اتفاقی افتاده است ؟ این عاشیق های تبریزی با کی ائتلاف کرده ند؟ یواش یواش کار و بار انتخابات کانون های خانه موسیقی هم سکه می شود و کار به ائتلاف و تبلیغات و ستاد و این جور چیزها هم می رسد و همین حالا هم تحرکات و فعالیت هایی برای کسب کرسی هیات مدیره اصلی خانه موسیقی آغاز شده است و اینها را وقتی می گذاریم کنار این نکته که کار در هیات مدیره های این خانه مجانی و فی سبیل الله است باید به خود ببالیم که این همه ایثارگر عاشق در عرصه موسیقی داریم و باز ناشکری می کنیم !!
از همه اینها گذشته رای خوانی گنجه ای خیلی بامزه بود /او که زیرچشمی جمعیت را می پایید گاهی اوقات موقع قرائت رای با تن صدای بالاتری می گفت :"آذرسینا ساکت" و آذرسینا هم که بیشتر در مورد ائتلاف و کمانچه نوازی منتظری و اشعار هجو و ظنزش در مورد نی نوازان و کمانچه نوازان و ...صحبت می کرد به یکباره ساکت می شد غافل از اینکه گنجه ای دو رای آذرسینا و ساکت را خوانده بود!خلاصه اینکه به کرات داوود خان همه را به سکوت دعوت می کرد : ظریف ساکت/پیرنیاکان حیدری ساکت/شکارچی ساکت/ساکت کیانی نژادو...ولی هیچوقت نگفت ساکت ساکت!