تبليغاتX
چپ راست کوک

چپ راست کوک

تحلیلی و انتقادی

استاد تجویدی هم رفت!!

خدایش بیامرزد؛خوب زندگی کرد ، به اوج شهرت و محبوبیت رسید و هرچند که چند سال آخر عمر در غذاب بود ولی با داشتن همسر فداکار و صبوری چون شوکت تا حدودی در آرامش بود و عاقبت با سعادتمندی از دنیا رفت.

زندگی یعنی همین همین همین....و ای کاش زندگی همه اهالی هنر به این مایه برسد...همین تجویدی را بعضی ها رد می کردند وساختن آهنگ برای هایده و حمیرا و دیگران را جزو نقطه ضعفش بر می شمردند و به همین سبب همه ی وجود تجویدی را رد می کردند وبرخی نیز تجویدی را نماینده تام و تمام موسیقی ایرانی می انگارند.یعنی دوباره همان داستان کهنه سیاه و سفید.......نه جان من ...اینگونه نیست ..تجویدی در دورانی فعالیت داشت و آهنگ ساخت که بخش اعظمی از حال و حس اش را از همان اجتماع می گرفت و باز به اجتماع باز می گرداند.چرا ما باید تجویدی را فارغ از زمان بررسی و تحلیل کنیم و چرا به قول علیرضا مشایخی می خواهیم همه را با یک عیار بسنجیم؟؟

اما نکته جالب اینجا بود که در مراسم تشیع استاد همان شخصی را که شایعات اختلاس و تهمت های اخلاقی و غیر اخلاقی او این روزها داغ داغ است دوباره با اشتلم وشلتاق این ور اون ور می کرد و سخنران را تعیین می کرد و نظر می داد و...!!جدا "رو "هم یکی از فاکت های موفقیت از نوع امروزی آن است که نباید از آن غافل بوداما متاسفانه یا خوشبختانه کار هر کسی نیست و استعداد می خواهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 0:49  توسط رضا  | 

ملاحظه فرمودید؟؟

یکی از دوستان با محبت به وبلاگ قبلی ام پیام جالبی فرستاده بود و ابراز محبتی کرده بود که من فراوان از این دوست که نام کاملش را ننوشته تشکر می کنم اما در بین حرف ها و کلامش سوالی را هم مطرح کرده بود که به دلیل اینکه حالت عمومی تری دارد دوست داشتم که به همین صورت پاسخش را بدهم تا شاید مورد استفاده بقیه هم قرار بگیرد...

این دوست نکته سنج بعد از کلی صحبت و اینکه مطالب این وبلاگ را از چند سال پیش و از طریق روزنامه می خوانده سوال کرده است که شما از کجا خبر داشتید که این مسئول مرکز موسیقی که تازه گی ها برکنار شده و حرف های زیادی هم پشت سرش هست مقصر است و چند سال قبل هم خیلی صریح در باره او بد نوشتید؟

در جواب این دوست محترم باید بگویم" هرکس "،تاکید می کنم هرکسی که در هر حوزه ای کار مداوم و مستمر بکند و آن حوزه را خوب بشناید و این شناخت و کار توام با عشق و ایمان به راه مورد نظر باشد قطعا صاحب بینش و شناختی می شود که تقریبا (تاکید می کنم که تقریبا ) تحلیل ها و گاه پیش بینی هایش صائب و دقیق از آب در می آید.........به طور مثال اگر کسی در این حوزه(موسیقی)از دست کم ۵سال گذشته تا کنون وقایع را دقیقا و جز به جز پیگیری کرده باشد می تواند روابط بیمارگونه را از روابط وضوابط سالم تمیز و تشخیص دهد و در مورد این فرد خاص نیازی به چشم بندی و رمل و اسطرلاب نبود فقط کافی بود شما به کارهای ایشان و تغییر موضع های آنی و ظاهر بی دلیل او دقت می کردید.همین آدم در برهه ای از زمان حمایت بدون دریغ و همکاری جانانه ای با یکی از رهبران ارکستر داشت و در زمانی دیگر وبرای کار مهمتر و اقدامی که به نوعی برای موسیقی ما آبرو بود مخالفت تام وتمامی کرد و حتی به آبدارچی ها هم گفته بود در پشت صحنه چایی هم نباید به این آقا بدهید!ملاحظه فرمودید؟از این مصادیق بسیار فراوان است که من نمی خواهم اطاله کلام کنم....یا علی مدد

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 19:33  توسط رضا  | 

 

سکوت طولانی خانه موسیقی!!

راستی شما از خانه موسیقی خبردارین؟همون جایی که قراره از منافع موسیقی و موسیقیدانان حمایت کنه؟ من نمی خوام مثه بعضی از این (....)حرف مفت بزنم و شعار بدم و بگم این چند ساله خانه موسیقی برای ما چیکارکرده که حالا از ما می خوان که تو مجمعش شرکت کنیم....نخیر من نمی خوام بگم یه عده اونجا نشستن و دارن ساز خودشونو می زنن....خیر من هیچوقت نمی گم که خانه موسیقی حیاط خلوت ارشاده و اونوقت خودم برم تو کانوناش و تازه پزم بدم!!اینم نمی گم که خانه موسیقی هیچ وقت به فکر موسیقی نبوده ... من میدونم که این خانه حتی اگر فقط نامی از اون باقی بمونه باز به نفع موسیقیه ( خیلی ها دوست ندارن که اینم بمونه !) من میدونم که چه مشکلات بزرگی پیش پای این بنده خداهاس من که میدونم اونا بدون چشمداشت مادی و مجانی وقتشونو میذارن (یکی از دوستان نا آگاه می گفت اعضای هیات مدیره هر جلسه ۵۰۰هزارتومان حق جلسه می گیرن!!) ما باید بدونیم که خانه موسیقی نهالیه که بالاخره یه روز میوه میده و اگه این میوه به چهار نسل بعد هم برسه باز ارزش شو داره که ما تحملش کنیم و براش وقت بذاریم .....ولی با همه ی این حرفا من که  که حق دارم انتقاد منطقی بکنم.من که می تونم بگم این خانه در مورد اتفاقات اخیر مثل سطح نازل جشنواره موسیقی و چک های برگشتی و اون مسایلی که داریوش پیرنیاکان به خاطرش مصاحبه کرد و خیلی هم تند و صریح حرفاشو زد چرا موضع شو نشون نداده؟من که می تونم از این خانه بخوام که زودتر اعلام برنامه بکنه و اگه مشکلی داره که میدونم داره مشکلاتشو برای اعضا بازگو کنه و کمر همت ببنده و استقلال واقعی شو به دس بیاره من که حق دارم....شما هم حق دارین ........

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

راز
اخیرا اثری تحت عنوان "راز و نیاز" منتشر شده که حاوی همنوازی‌ها و تکنوازی‌های یاحقی، معروفی، شهناز و عبادی است که در دو CD جای گرفته است.
قبلا هم اینگونه آثار به صورت خصوصی روانه بازار شده بود، اما انتشار رسمی این اثر در بهترین شرایط صورت گرفته است. یعنی در زمانه‌ای که هیچ کار جدی صورت نمی‌گیرد و فضای موسیقی برای فعالیت جدی و انتشار آثار هنری مهیا نیست خود به خود جریان غالب به سمت موسیقی‌های دهه 30 و 40 باز می‌گردد و در این صورت چه بهتر از انتشار چنین آثاری؟ احتمالا از این پس باید منتظر انتشار آثار دیگری در این زمینه شبیه گل‌های رنگارنگ و گل‌های صحرایی و برگ سبز و ... باشیم.

آرزوی سلامتی برای دو هنرمند
صحبت از پرویز یاحقی شد بد نیست به خبر تاسف بار بیماری شدید و وضعیت ناگوار "منصور یاحقی" (برادر پرویز و ازشاگردان حبیب سماعی) اشاره کنیم که به علت وخامت بیماری در حالت اغما به سر می‌برد. در ضمن خود پرویز یاحقی هم در وضعیت مناسبی نیست و هنوز انگشتان دست چپش به علت تصادف به حالت طبیعی بازنگشته است. برای این دو هنرمند بزرگ آرزوی سلامتی داریم.

عذر زورکی
بالاخره تنها نشریه موسیقایی حوزه هنری مجبور شد تا از کرده خود پشیمان شده و توضیحی درباره مطلب مفصلی که در 2 شماره گذشته‌اش به چاپ رسیده بود ارائه کند.
البته این عذرخواهی کوتاه از اصل مطلب چاپ شده بسیار خواندنی‌تر است. اولا هیات تحریریه پای این معذرت خواهی را امضا کرده که معلوم نیست چه افرادی هستند و دوم این که نوشته‌اند با افرادی که عکس‌های آغاسی را در این مطلب بزرگنمایی کرده بودند برخورد شد! (این علامت تعجب فقط برای افرادی است که با مسائل نشریه و سردبیری و تحریریه و فنی و این امور آشنایی دارند).
پیر دیر
مجمع عمومی کانون های خانه موسیقی یکی پس از دیگری برگزار می‌شود و هر کدام هم به علت به نصاب نرسیده به تعویق می‌افتد دیروز مجمع عمومی نوازندگان موسیقی ایرانی نوبت دوم بود و شنبه هفته آینده هم مجمع عمومی کانون پژوهشگران خانه موسیقی است که نوبت اول آن هفته گذشته برگزار شد.
در نوبت اول این مجمع اتفاق جالبی افتاد. بنابرحساب برگزارکنندگان تعداد حاضر که 32 نفر بود با نصاب قانونی 4 نفر اختلاف درشت و همین مسئله موجب شد تا جلسه رسمیت پیدا نکند. یکی از حاضران که از قضا برای هیات مدیره این کانون هم نامزد شده بود با این ادعا که تاکنون درصدها انتخابات اینچنینی حضور داشته و از روزنامه‌نگاران با سابقه است می‌گفت که هیچگاه چنین انتخاباتی را ندیده که به خاطر 4 نفر بازی را به هم بزنند! این پیر انتخاب می‌گفت: بابا ما از راه‌های دور می‌آئیم و وقت گذاشته‌ایم چرا رای‌گیری نمی‌کنید؟ حالا اگر نوبت دوم همین 32 نفر نیامد آن وقت چی؟!
واقعا بعضی‌ها "پیر" هستند.

مخالفت قانونی
مجمع عمومی نوبت دوم کانون نوازندگان موسیقی ایرانی روز گذشته در تالار وحدت برگزار شد. گذشته از نواقص، چگونگی تشکیل هیات رئیسه این مجمع و ارزیابی صحبت‌های افراد و اعتراضات و... که امیدواریم در هفته آینده به طور مبسوط به آن بپردازیم به رسمیت نیافتن آن اشاره کنیم و مقابله یک نفره بازرس هیات مدیره با نظر جمع که اصرار بر رای‌گیری داشتند. این مخالفت که خاستگاهی قانونی داشت می‌تواند منشا خیری برای خانه شود به شرطی که هر کس وظیفه خود را به خوبی عمل کند.
به هر حال نوبت بعدی مجمع به اولین شنبه خردادماه سال آتی موکول شد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 19:10  توسط رضا  | 

همت لازم

کانون خبرنگاران حوزه موسیقی انجمن صنفی روزنامه نگاران دیروز تشکیل جلسه داد.

در این جلیه تصمیمات خوبی گرفته شدهاست که بزودی به اطلاع اعضای این کانون می رسد.

فقط کمی همت و مشارکت لازم است تا این کانون به موفقیت برسد.

امیدوارم بچه های خبرنگار حوزه موسیقی این همت را داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 17:14  توسط رضا  | 

مراسم شب هفتم فرزندان جناب چاووشی فردا شب چهارشنبه از ساعت ۷تا ۳۰/۸شب در مسجد ولی عصر خیابان وزرا اعلام شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 17:11  توسط رضا  | 

واقعا متاسفم..........

اصلا دستم به کار نمی رود...

دو جوان پرپر شدند.هيچکس بله هيچ کس عمق فاجعه را درک نمی کند...

من هم همين طور ...واقعا چطور می توان مرگ ونابودی دو جوان - دو فرزند- ودو اميد آينده و ثمره يک عمر زندگی را متصور شد؟

در مراسم ختم اين دو جوان-  خانواده موسيقی سنگ تمام گذاشتند.فقط بايد فکر می کردی و می ديدی که چه کسی نيامدهاست!همه بودند.......همه .....همه...اما باز وقتی فکرش را می کنی ديوانه کننده است ...همه هم بيايند؟مگر حضور همه اهالی موسيقی ُو اصلا حضور هفتاد ميليون وهفتصد ميليون آدم می تواند يک لحظه آن دو را به زندگی باز گرداند...به هرتقديربايد از اين حضور تشکر کرد...اهالی موسيقی کاری که از دستشان می آمد کردند. ..همين

از خداوند می خواهيم به محمد علی چاووشی و همسرش قدرت و تحمل مرگ دو فرزندش را عطا کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 20:13  توسط رضا  |